X
تبلیغات
قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران
خون شهدای علم و دانش مجددا این فعالیت را احیا نمود که درخواست رسمی جهت اخذ مجوز به مراجع قانونی اعلام گردیده است.
به گزارش ندای انقلاب در پی خبر مندرج در رسانه های داخلی و خارجی در خصوص تلاش گروه های مردمی برای تشکیل (بنیاد حمایت از قربانیان دموکراسی) با دکتر رضا آقانوری در دبیرخانه پیگیری تشکیل این بنیاد مصاحبه ای به انجام رسیده است که مشروح آن بدین شرح است:

جناب آقای دکتر منظور از (قربانیان دموکراسی) چیست؟
دشمن در سناریوی فروپاشی از درون که پس از سناریوی نبرد سخت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران توسط موسسات بین المللی توسعه دموکراسی به سبک آمریکایی تولید شده بود، فعالیت های سازمان یافته سیاسی(تحزب)را در پیش گرفت که در ایران به دلیل عدم سازمان یافتگی جمعیت ها موثر نبود. لذا به نبرد نرم و فعالیت در غالب مولکول های اجتماعی روی آورد که لازمه آن رها سازی هر مولکول اجتماعی (مردم ایران) از وابستگی های اجتماعی رایج در جامعه ایرانی - اسلامی و قراردادن آن در غالب اجتماعی جدید بود که این امر در سه فرآیند شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و نبرد نرم عملیاتی شد که در آن قرار بود بال سبز مهدویت، بال سرخ عاشورا و عمود ولایت فقیه هدف قرار گیرد تا به اصطلاح بتوان بستر توسعه دموکراسی غربی را فراهم آورد.
لذا به دنبال تئوری سازی جین شارپ (پدر انقلاب های رنگی و عضو موسسه آلبرت انیشتین) دیالوگ جدیدی برای توسعه دموکراسی غربی در ایران پدیدار شد که کمیته ای به نام (کمیته اعلان خطر جاری) به سرپرستی مارک پالمر و اعضایی چون: مارگرت گرچت، کندولیزا رایس، داگلاس فیس، پل ولفوویتس و...) سرپرستی تولیدات تاکتیکی آن را برعلیه نظام جمهوری اسلامی ایران برعهده گرفتند. این کمیته در دهه ۸۰ شمسی رسما فعالیت نموده و با ابزار سازمان های جاسوسی سیا و موساد به اقدامات گسترده فرامنطقه ای در جهت بر اندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران دست زده است که نمونه بارز آن در فتنه ۸۸ و نیز عملکرد جریان انحرافی ملاحظه می نمایید و یکی پلان های عملیاتی کمیته اعلان خطر جاری، طرحی به نام طرح دلتا بوده است. در پلان های تولیدی این کمیته موضوع اعتلاف جهانی علیه ایران، گسترش تحریم ها و عبور از مفاد ۳۹ ،۴۰ و۴۱ منشور شورای امنیت سازمان ملل، حمله به ایران و فروپاشی از درون در دستور کار قرار گرفته است.
در هر یک از این فرآیندها یک ارزش در جامعه اسلامی بعنوان آپوزیت و دموکراسی غربی بعنوان آنتی آپوزیت یا پوزیت در نظر گرفته شده است. متاسفانه دشمن به همین بهانه به اقدامات گسترده فرهنگی، اجتماعی، اطلاعاتی و حتی حمله نظامی دست زده و در جریان این باصطلاح توسعه دموکراسی غربی، عده ای کثیر در کشورهای مختلف از جمله کشور ما توسط اقدامات دشمن آسیب دیده و قربانی شده اند که معنای واقعی (قربانیان دموکراسی غربی) هستند.

علت و موضوع تشکیل بنیادی برای حمایت از این قربانیان در چیست؟
چند علت زمیه ساز این فعالیت مردمی گردیده است:
الف) موجودیت هر انقلابی وابسته به حضور مرم در عرصه های ملی و بین المللی مرتبط با انقلاب است.
ب) در میان عوامل ناقض حقوق ملت ایران و توسعه دموکراسی غربی اجزاء و عناصری مانند دولت اسرائیل وجود دارند که ایران اسلامی آن ها را به رسمیت نمی شناسد. لذا برای پیگیری حقوق قربانیان دموکراسی در محاکم بین المللی مانند دیوان لاهه لازم است خود مردم از حقوق حقه خود دفاع کنند.
ج) اصل پانزدهم دکترین دلتا که توسط دشمن طراحی شد به صراحت اشاره دارد که سپاه و بسیج باید تضعیف گردیده و وزارت اطلاعات یا باید از بین برود و یا بسیار ضعیف گردد. در جریان فتنه ۸۸ دشمن توانست سناریوئی را کلید بزند و با ایجاد اختلاف استراتژیک و با استفاده از شکاف امنیتی پدید آمده به اقدامات گسترده خرابکارانه ای علیه ملت و نظام اسلامی دست زند که در جریان این اقدات عده قابل توجهی از مردم، اقشار بسیجی، نیروهای انتظامی، کسبه، نخبگان، دانشمندان و ...آسیب دیده و بعضا در نهایت مظلومیت به شهادت رسیدند. دشمن هم اکنون نیز در فضای این شکاف به اقدام سخت اطلاعاتی دست زده و با نقض حقوق ملی ایران اسلامی به ترور هدفمند نخبگان هسته ای دست می زند. لذا برای پیگیری این حقوق ملی یک فعالیت جهادی مردمی مورد نیاز است. د) در چهار مرجله هر جنگ (نبرد ایدئولوژیک، نبرد اطلاعاتی، نبرد مهندسی و عملیات نظامی) بخش ایدئولوژیک نبرد مهمترین قسمت هر جنگ است و بزرگترین قربانی دموکراسی در کشور ما و سایر کشورهای مسلمان هدف تهاجم، اسلام و ولایت مطلقه فقیه است. لذا با صیانت از ارزش های اسلامی و تبیین دیدگاه های ولایت مطلقه فقیه می توان باب جدیدی را در مصاف ایدئولوژیک علیه دشمن گشوده و تحرک دشمن را در فضای نبرد کاهش داد که این امر نیز از اهدف این بنیاد است.

در خصوص ایجاد این تشکل تا کنون چه فعالیت هائی انجام شده است؟
در سال ۸۷ مکاتباتی با برخی مراجع عظام تقلید، خبرگان و نخبگان انجام شده بود که بسیار استقبال گردیده و حتی دو تن از مراجع عظام جهت حضور در هیات امناء این مجموعه کتبا موافقت خود را اعلام نمودند که این امر به اهمیت این فعالیت باز می گردد. متاسفانه با قرار گرفتن در فضای فتنه ۸۸ و پدید آمدن الویت های فوری دیگر، بالاجبار این فعالیت مدتی متوقف گردیده و هم اکنون خون شهدای علم و دانش مجددا این فعالیت را احیا نمود که درخواست رسمی جهت اخذ مجوز به مراجع قانونی اعلام گردیده است که با توجه به اهمیت مطلب و ضرورت های موجود امید است مسئولان در این خصوص اقدام سریع و لازم را به انجام برسانند.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 17:16  توسط ابوعمار  | 

طیف شناسی«جوان»از جمعیت هدف دستگاه های جاسوسی در نبرد نرم؛

قرمز،زرد،سبز و سفیدها چه کسانی هستند؟

خبرگزاری فارس: در جاسوسی در فضای نبرد نرم عرصه عملیات به طور کامل تغییر یافته و تقریبا هر عنصری که توان جذب و هدایت و یا فرآوری اطلاعات را داشته باشد (هدف نزدیک) دشمن محسوب میشود که البته این اهداف از لحاظ سطح دسترسی و توان عملیات اطلاعاتی درجه بندی گردیده و حائز اهمیت هستند.

دشمن در فرآیند جدید نبرد نرم اطلاعاتی با موضوع هدف نزدیک (Near Target) در واقع خود را به میان حلقه های نخستین قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران رسانیده و با نفوذ در ارکان مبنائی در حرکت های اجتمائی راه را برای تحرک سریع در فضای نبرد برای نیروهای خودی دشوار نموده است. دراین میان با توجه به جذب و هدایت و نفوذ غیر سازمان یافته منابع و عوامل جاسوسی در عرصه نبرد نرم، یافتن عناصر اشرافیت برای دستگاه های مقابله کننده دشوار است، چنانکه هستند عناصری که در لباس خودی عنصر اصلی و جاسوسی دشمن بوده و عملا به عملیات جاسوسی و خرابکاری می پردازد و علاوه بر آن هستند عناصری که بدون آنکه خود بدانند تحت بستر نرم آفند نرم اطلاعاتی دشمن به فعالیت ضد امنیتی پرداخته و عملا اهداف دشمن را در نظام اسلامی پیاده سازی می کنند که این امر جبهه جدیدی مبارزاتی را برای سازمان های ضد جاسوسی گشوده است، چرا که نه می توان آن را جاسوسی نام نهاد و نه نشست اطلاعاتی، بلکه این امر موضوعی بین این دو مطلب می باشد. در سوی مقابل نیز افرادی خودی قرار دارند که به ناحق سوژه دستگاههای اطلاعاتی و ضد جاسوسی داخلی قرار گرفته و با هدف قرار گرفتن و یا دستگیری ایشان عملا جبهه مبارزه ی اطلاعاتی در کفه دشمن سنگینی نموده و خسران شدیدی به قدرت نرم اطلاعاتی وارد میشود چرا که از یک طرف توان و وقت وهزینه دستگاه های اطلاعاتی صرف یک (سوژه فریب) می گردد و سوژه های اصلی از نظرپنهان می ماند و از طرف دیگر دشمن با حذف یک عنصر خودی، عملا جبهه اطلاعاتی خود را تقویت نموده و به اهداف آفندی خود دست می یابد. طبیعی است که برای شناسایی و مبارزه با این پدیده نوین لازم است یک طیف شناسی وسیعی نسبت به آفندهای جاسوسی در کشور انجام گردیده و سپس سناریوهای برخورد با ایشان طراحی گردد تا از آفات بعدی یعنی (تقویت جبهه آفندی – جاسوسی دشمن ) و تضعیف جبهه پدافندی – ضد جاسوسی خودی جلو گیری شود. در گذشته و در فرآیند جاسوسی دشمن در نبرد سخت مفروضات اغلب معلوم و معین بوده اند. دشمن معمولا اهداف نشت و جاسوسی را نقاط حساس نظامی، اجرایی و یا تصمیم گیری قرارداده و توان خود را بر ارکان و یا گلوگاه های های تبادل اطلاعات (مانند دبیرخانه ها و ...) متمرکز می نمود تا در یک فرصت ویژه و با استفاده از غفلت سیستم های امنیتی طرف مقابل، اطلاعات مورد نیاز خود را بدست آورد.
اما در جاسوسی در فضای نبرد نرم عرصه عملیات به طور کامل تغییر یافته و تقریبا هر عنصری که توان جذب و هدایت و یا فرآوری اطلاعات را داشته باشد (هدف نزدیک) دشمن محسوب میشود که البته این اهداف از لحاظ سطح دسترسی و توان عملیات اطلاعاتی درجه بندی گردیده و حائز اهمیت هستند. لذا در این فرآیند، جاسوسان گاه از میان جمعیت عادی، اقشار مرفه و یا کم در آمد و یا هر عنصر به ظاهر عادی دیگری انتخاب می شوند. تنها کافی است که بدانیم در جاسوسی با (هدف نزدیک) هدف فرد یا ابزاری است که توانایی انجام و یا پشتیبانی عملیات اطلاعاتی دشمن را داشته باشد . اینکه کدام جبهه، کشور (ها) و یا سازمان (ها) می تواند به طراحی چنین فعالیتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران دست بزند، همواره مورد سوال بوده و گاها بین عوام و حتی خواص سوال می شود که چرا از کشوری مانند اسرائیل و یا امریکا بعنوان دشمن تمام عیار امنیتی ملت ایران اسلامی یاد می شود که در این مقوله سعی بر آن است ضمن تشریح پاسخ این سوال در مورد اسرائیل بخشی از واقعیت های جدید نبرد اطلاعاتی در فضای نرم تشریح شود.

اسرائیل دشمن تمام عیار اسلام و نظام اسلامی

انستیتوی تحقیقات‌ صلح جهانی استکهلم (SIPRI )(International Peace Research Institute Stockholm ) در ژوئن ۲۰۰۶ طی یک کنفرانسی در استکهلم ضمن معرفی‌ گزارش سالیانه خود در مورد بودجه سرسام آور نظامی‌ جهانی و افزایش بی سابقه آن در تاریخ اعلام کرد که کشورهای جهان در آن سال بیش از ۱۱۲۰ میلیارد دلارصرف خرید تسلیحات نظامی کرده اند که ۵۰ % بازار آن به تنهائی متعلق به آمریکا است. در این گزارش آمده است که آمریکا بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار علاوه بر بودجه نظامی سال گذشته خود‌صرف تحقیقات نظامی ‌کرده است. بدین ترتیب آمریکا معادل چهار پنجم بودجه نظامی ‌جهان را بخود اختصاص داده است.

در همین مدت شیخ نشین های خلیج فارس وکشورهای‌ همسایه ایران طی سالهای ‌گذشته مسابقه ای کم نظیر درخرید تسلیحات داشته اند. تنها عربستان سعودی طی چهارده سال گذشته ۲۶۸ میلیارد دلار اسلحه خریداری کرده است با توجه به جمعیت این کشور که در حدود ۲۱ میلیون نفر است عربستان طی‌این مدت معادل ۱۲ میلیون دلار برای ‌هر تبعه خود اسلحه خریداری کرده است. در همین مدت امارات متحده عربی‌ با جمعیت ۲,۶ ملیون نفر ۳۹ میلیارد دلار و کویت شیخ نشین کوچک عربی ‌با جمعیت ۱,۱ میلیون نفر بیش از ۷۳ میلیارددلار اسلحه خریداری کرده اند. در مجموع این سه کشور ۳۸۰ میلیارد دلار تنها ظرف چهارده سال از آمریکا و انگلستان اسلحه خریدار کردند که بخشی از قطعات آن تولید اسرائیل بوده است.

جالب است که طبق آمار رویتر در ۸ ماه مه ۲۰۰۶ ، ایران با جمعیت بیش از ۷۰ میلیون نفر در این مدت تنها ۴۹ میلیارد دلار هزینه خرید تسلیحات نظامی داشته است. در حال حاضر عربستان سعودی‌ و اسرائیل از آمریکا بمبهای‌ ۱۳۶۰۰ کیلویی بنام بیگ بلو (BIG – BLU ) خریداری نموده اند که قادر است تا عمق ۶۰ متری سیلو های ‌بتونی‌ نظامی را منهدم کند این اسلحه به توپ نفوذی ‌توپر (Massive Ordnance Penetrator - MOP) معروف است بنابراین خاورمیانه به انبار باروت تبدیل شده است که هر آن امکان انفجار آن با توجه به رژیم های فاسد و وابسته میرود. این معامله پر منفعت با ذخایر نفتی ‌موجود در خاورمیانه که آمریکا و انگلستان در تلاشند تا انحصار آنرا بخود اختصاص دهند نمی تواند رقبای دیگر را به تکاپو نیاندازد تا سهمی از آن را نصیب خود نکنند. روسیه ، اوکراین ، سوئد ، کانادا و.... حتی هلند فعالانه در تلاشند تا تولیدات نظامی خود رابه شیخ نشینها ارائه نمایند. شاید یکی از دلائل ایجاد انقلابات امریکائی منطقه تلاش های فراوان دولت های بزرگ برای خنثی سازی این استعدادهای تسلیحاتی در کشورهائی باشد که امروز خود به نوعی تهدیدی بالقوه برای دولت های بزرگ مانند امریکا و متحدین ایشان مانند اسرائیل محسوب می شوند که البته میزان تهدید وابسته به سیاست های دفاعی این کشورهاست. سیاست دفاعى، آن بخش از سیاست یک دولت است که بیشتر متوجه مسائل نظامى است و در کنار سایر سیاست‌های دولت مانند سیاست اقتصادی، سیاست آموزشى و... قرار می گیرد و شامل برنامه‌ها و فعالیت‌هاى نظامى در زمان جنگ و صلح است و آنها را می توان بر مبنای ارتباط آنها با سیاست داخلى یا خارجی دولت به دو دسته ساختاری و استراتژیک تقسیم نمود. بنا به قول هانتینگتون، آن بخش از سیاست دفاعى که به سیاست خارجى مربوط است، در حوزه استراتژیک و آن بخشى که به سیاست داخلى برمی گردد، در حوزه ساختار قرار می گیرد. تصمیم به جنگ مانند سایر تصمیمات استراتژیک از قبیل انعقاد پیمان‌های نظامى؛ حضور در اتحادیه‌ها و بلوک‌های جهانى؛ پذیرش صلح و آتش‌بس، همگى به لایه خارجى سیاست دفاعى برمی گردد. بررسى پویا تر جنبه‌هاى سیاست دفاعى و عوامل موثر بر آن، ارتباط آنها با یکدیگر و نحوه شکل‌گیرى آنها، در واقع مطالعه فرایند سیاستگذارى دفاعى است. مطالعه این فرایند در چارچوب بررسى نظام تصمیم‌گیری دفاعى ـ امنیتى (تصمیم به جنگ) صورت می گیرد. رژیم صهیونیستی بارها ایران را بویژه در تحمل ناپذیری نسبت به پیشرفت های هسته ای به جنگ تهدید نموده است، لذا بنظر می رسد، اسرائیل در سیاست های استراتژیک دفاعی – نظامی خود نبرد با جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داده است. وضعیت ستیزه‌آمیز جهانى و منطقه‌اى و نیز احساس دائمى نسبت به تهدید موجودیت کشور اسرائیل این کشور را به سوی فهم ویژه‌ای از تهدیدها و فرصت‌ها کشانده است که در عین ترس شدید از نابودی خویش و هیستری امنیت، به سمت توسعه‌طلبى و جنگ‌افروزی نیزکشیده شده است. به گفته کرولد: طبق برداشت اورشلیم مخالفت کشورهاى عرب نسبت به موجودیت رژیم صهیونیستى یک امر دیرینه و غیرقابل حل است، گرچه بنا به دلایل تاکتیکى ممکن است پنهان گردد. اختلافات اعراب با یکدیگر در مورد چگونگى نابودى رژیم صهیونیستى است که بر موضوع اصلى تاثیر ندارد. موشه‌دایان که زمانى منصب ریاست ستاد مشترک و پس از آن وزارت دفاع رژیم صهیونیستى را به‌عهده داشت ادعا می نمود: رژیم صهیونیستى دارای سیاست خارجى (تهاجمی) نیست بلکه دارای سیاست دفاعى است! به دیگر سخن، این رژیم به جای آن که استراتژی همه‌جانبه خویش را در راه تحقق اهداف سیاست خارجى به کارگیرد، سیاست خارجى را در خدمت استراتژی همه‌جانبه یا مفهوم امنیت استراتژیک قرار داده است. در نتیجه طبیعى است که سنت‌های سیاسى رژیم صهیونیستى با جهت‌گیری‌هاى نظامی گرایانه در پیوند با طرز فکر خاص دولتمردان آن، مجموعا به یک سیاست خارجى ماجراجویانه و مواجه‌گر شکل داده است. ناخرسندى از وضعیت ژئوپلیتیک کشور، سطح غیرقابل قبول مانورهاى سیاسى، و واقع‌گرایى سیاسى کوتاه‌مدت از ویژگی‌های این وضع سیاسی است. به لحاظ نظرى، سیاست خارجى رژیم صهیونیستى انطباقی تهاجمى با لحاظ وضعیت ژئواستراتژیک محیط خود است. این یکى از انواع رفتار سیاست خارجى در میان رفتارهای دیگر است که توسط جیمز روزنا مطرح شده است. مطابق دیدگاه او انطباق تهاجمى، آمادگى یک واحد سیاسى در تغییر محیط و ایجاد آن مطابق با تقاضاهاى ذاتى خود است. عملکرد سیاست خارجى چنین دولتى بدین نحو طراحى می‌شود که بتواند محیط را مطابق با ویژگی‌های درونى خود هماهنگ نماید. رفتار سیاست خارجى مبتنى بر تمایلات و نیازهای شخصى و داخلى قابل بحث و تفسیر است. در این چارچوب تصمیم‌گیرى، محیط خارجى واحد سیاسى بستر آزمایشى براى تحقق نیازها و تمایلات فوق است. انطباق تهاجمى الگویى مناسب براى تجزیه و تحلیل کنش و وابستگى متقابل محیط داخلى و خارجى در شکل‌دهى به سیاست خارجى رژیم صهیونیستى است. انطباق تهاجمى به این معناست که تحت هیچ شرایطى، واحد سیاسى مشخصه‌های داخلى اصلى خود را در پاسخ به خواسته‌های نشات گرفته از محیط تغییر نخواهد داد و رفتار خارجى آن به گونه‌اى جهت خواهد گرفت که محیط خارجی را با مشخصه‌هاى ذاتى خود موافق و منطبق سازد. نکات و ویژگی‌هاى اصلى این شیوه رفتارى به‌طور خلاصه عبارت‌اند از:

۱.تلاش واحد سیاسى براى منطبق کردن محیط با خواسته‌ها و ویژگی‌های اساسى خود؛

۲.بی میلى براى چانه‌زنى با محیط که ریشه در بی علاقگى به پذیرش هرگونه تغییری در ساختارهاى اساسى خود دارد؛

۳.مفروض این جوامع آن است که در بازی با حاصل جمع صفر شرکت دارند؛

۴.مبناى اساسى انطباق تهاجمى، وجود یک نهاد، هنجار و یا گروه اجتماعى قدرتمند و انعطاف‌ناپذیر است که صاحب‌منصبان واحد سیاسى را بیشتر پاسخگوی خواسته‌هاى خود می کند تا خواسته‌های نظام بین‌الملل؛

۵.طرف‌دارى از اقتدار دولت در عین استبداد و وجود یک سیستم حزبى رقابتى؛

۶.نیاز به نوآوری و آشتى‌ناپذیری و آمادگى برای توسل به مداخله با نیروی نظامى؛

۷.نقش تعیین‌کننده نخبگان نظامى در فرآیند تصمیم‌گیری و احتمالا وجود یک کابینه یا رئیس دولت مقتدر.

این ویژگی‌ها و اصول را می توان در جامعه و رفتار سیاست خارجی رژیم صهیونیستى مشاهده کرد. همچنین تلاش رژیم صهیونیستى در تعقیب اهداف توسعه‌طلبانه صهیونیستى را نیز باید ذکرکرد تا لزوم رفتار تهاجمى آن روشن‌تر شود. نظام اعتقادى صهیونیسم در رژیم صهیونیستى نه فقط به عنوان نهادى قدرتمند در رهبری این رژیم به اتخاذ یک رفتار تهاجمى عمل کرده و هنجارهای لازم را برای آن به‌وجود آورده است که مبنایى برای شکل‌گیری و عمل گروه‌هاى سیاسى قدرتمند رژیم صهیونیستى نیز می باشد؛ به گونه‌ای که ساختارهای اصلى و مشخصه‌هاى ذاتى جامعه رژیم صهیونیستى براساس صهیونیسم شکل گرفته و اداره می شود.

نظام اجتماعى رژیم صهیونیستى نیز ویژگی‌هاى خاص خود را دارد. جامعه رژیم صهیونیستى مهاجرنشین، طبقاتى و نژادپرست است. چنین جامعه‌اى مستعد یک رفتار تهاجمى است یهودیان اسکان یافته، نهادها و موسسات متنوع داخلى از شرایط خاص محیطى رژیم صهیونیستى مطلع هستند و نفع مستقیمى در هدایت سیاست خارجى رژیم صهیونیستى براساس صهیونیسم دارند. بنابراین انطباق تهاجمى رژیم صهیونیستى نه فقط از سوى عرصه داخلى سیاست به چالش کشیده نشده، بلکه حمایت نیز می شود. شرایط خاص سیاسى و امنیتى جامعه رژیم صهیونیستى که حاکمان را قادر می سازد با توسل به آن، بسیاری از آزادی‌هاى مدنى را محدود کنند و به علت فقدان قانون اساسى، آزادى نسبتا زیادى براى خود ببینند، جامعه رژیم صهیونیستى را به یک جامعه اقتدارگرا نزدیک ساخته و مستعد انطباق تهاجمى می کند.

در جامعه رژیم صهیونیستى نخبگان نظامى به طرق مختلف درتصمیم‌گیری‌هاى مربوط به مسائل امنیتى که جزء لاینفک سیاست خارجى رژیم صهیونیستى است، دخالت دارند. شاید بتوان گفت نوعى حاکمیت نظامیان در آن ایجاد شده است، خاصه جریان راست در رژیم صهیونیستى که در جهت‌گیرى سیاست خارجى تهاجمى در آن کشور، نقش بارزترى را دارد. در این قسمت از نوشتار، مناسب است به خطوط قرمزی در سیاست خارجى اشاره شود که عبور از آن به منزله جنگ ویا نزدیک شدن به جنگ تلقى می شود. در چنین شرائطی است که دستگاه های جاسوسی خارجی چون موساد و ادارات وابسته به آن در حال انجام بیشترین تلاش ممکن جهت تطبیق شرائط کشور هدف (ایران اسلامی) با تهاجم احتمالی به نفع خود هستند و از آنجا که با تغییر رژیم، نمای مطلوب جهت سیاست انطباق تهاجمی اسرائیل در ایران ایجاد خواهد شد، دشمن الویت مبارزاتی خود را نبرد اطلاعاتی در فضای نرم قرار داده است.

طیف جمعیت مد نظر دشمن به عنوان (هدف اطلاعاتی نزدیک)

طبیعی است با این فرآیند وسیع عملیاتی طیف مد نظر دشمن جهت تحقق اهداف اطلاعاتی نیز وسیع است برای ملاحظه طیف مورد نظر به شکل ذیل توجه فرمایید که این طیف بندی بر اساس اهمیت وشدت تهدید (Treat Assessment) برای جبهه اطلاعاتی خودی انجام گردیده است:

الف :قرمز : مسئولین عهده دار سیاست های خارجی و اجرائی نظام در امور بین الملل، مامورین اطلاعاتی و ضد جاسوسی
ب : زرد : هم فکران آئینی و عقیدتی، منتقدین دینی و مرتدین پنهان، طرفداران جریان های عقیدتی انحرافی
ج : سبز : متقاضیان خروج از کشور، ایرانیان خارج نشین، متخصصین داخلی آماده اعزام، افراد سازمان های غیر دولتی، دانشمندان فعال در حوزه های فوق پیشرفته

د: سفید : سایر مسئولین رده های میانی و افرادی که توانمندی هدایت جمعیت ها را داشته باشند ( مانند مداحان، وعاظ، چهره های سینمایی و نظائر آن )در توضیح طیف بندی فوق الذکر باید گفت:

الف ) در این طیف طبیعی است خطر ویژه و بالفطره ای برای کشور وجود دارد و افراد نفوذی در این سطح طبیعتا می توانند منافع ملی را به مخاطره انداخته و بخشی از سیاست ها و یا تاکتیک های اصلی مقابله با آفند نرم دشمن را که ممکن است سالها و یا ماه ها برای آن وقت و هزینه صرف شده باشد به مخاطره بیندازد.

ب ) این افراد در واقع همان کسانی هستند که هم فکران آئینی و عقیدتی دستگاه های جاسوسی و یا ابناء خانواده های وابسته به گروه های عقیدتی خاص (مانند لژ های فراماسونر و ... ) می باشند و یا شامل افرادی هستند که به نحوی دچار انحراف در عقاید خود گردیده و بعضا مرتبط با احزاب ضاله ای چون پژاک، فدائیان ، توده (منحله) و ...، جریانات تصوف، فرق نوظهور انحرافی ( سیتنیسم و نظایر آن ) و متاسفانه برخی اقلیت ها در شرائط فعلی می باشند و یا این که در طیف جریان انحرافی اخیر قرار می گیرند که این سوژه ها همواره هدفی بالقوه برای دشمن محسوب گردیده و دشمن در شرایط خاصی و با هر تغییر وضعیت ایشان را از ( اقدام زرد) خارج و مورد اقدام قرمز قرار می دهد. بطور مثال ممکن است فردی عادی از جامعه هم فکران گذشته و یا فعلی این دستگاه های جاسوسی با یکی از عناصر امنیتی و یا مقامات حسب روابط شغلی، ورزشی و ... ارتباط بگیرد.

لذا از آنجا که دشمن (جامعه افراد زرد) را بخشی از استعدادهای بالقوه خود در عرصه عملیات جاسوسی تصور می کند، بلافاصله این مخاطبان را به سطح قرمز ارتقاء داده و سعی می نماید: ۱- از ظرفیت شبکه جاسوسی خود برای تسلط اطلاعاتی بر روی ( فرد مخاطب ) استفاده نماید (انتقال از سطح زرد به قرمز). ۲- از عامل حقیقی و یا مجازی خود برای تسلط به سوژه مطلوب استفاده نماید (عملیات جاسوسی). لذا در این سطح ممکن است یک کارگر، آبدارچی، مامور نظافت و ... حسب روابط عاطفی عامل اشرافیت دشمن بر روی عنصر اجرائی و یا امنیتی قرار گیرد و حتی دشمن در شرائط ویژه و به محض آن که احساس کند که عامل زرد خود توان اشرافیت ویژه ای بر روی هدف پیدا نموده است او را به سطح قرمز انتقال داده و حتی با عامل ارتباط رسمی جاسوسی برقرار نماید.

ج) دشمن این بخش را در واقع موضوعی در اهداف سازمان یافته و کلاسیک خود می بیند که اغلب در شرایط غیر بحران فایده ای چندانی برای دشمن و خطر چندانی برای نظام ندارند. اما در شرائط بحران وضعیت کاملا متفاوت است که برای عدم تبدیل وضعیت این جمعیت در شرائط عادی و بحران باید سناریوهای لازم طراحی شود.

د) این بخش در واقع جمعیت های عمومی حائز دسترسی اطلاعاتی اندک و یا اختیارات اجرایی عمومی هستند که معمولا در زمره اهداف دشمن در شرایط غیر حمله ( آفند اطلاعاتی ) قرار ندارند. این افراد معمولا قربانیان حملات اطلاعاتی دشمن بوده و در صورت قرار گرفتن در تور فریب اطلاعاتی دشمن حاشیه های فراوانی را برای تبلیغات بین المللی علیه نظام فراهم می آورند که از این جهت در سناریوهای امنیتی مهم هستند.

جمع بندی و نتیجه گیری:

۱- همانگونه که مشخص است در فضای جدید نبرد اطلاعاتی و بویژه جاسوسی، دشمن از روش طیف شناسی استفاده نموده و بر روی یک جمعیت هدف فعالیت می کند که هر لحظه از لحاظ تعداد و سناریوی مواجهه متفاوتند، لذا شناسائی عناصر احتمالی در معرض جاسوسی در فضای نبرد اطلاعاتی امری بسیار دشوار است که بجای فعالیت بر روی عناصر باید طیف شناسی مد نظر دشمن و عناصر و لایه های آن را شناسائی و اقدامات لازم را در خصوص عناصر تبدیل وضعیت اجرا کرد.

۲- باید دانست که بیشترین بهره بردار در سوژه های اشتباه از لحاظ انتخاب هدف، دستگیری و یا تعقیب اطلاعاتی – قضائی، تنها و تنها دشمن است. لذا باید توجه داشت که اندک اقدام اشتباه، ریختن آب به آسیاب جاسوسی دشمن در فضای نرم اطلاعاتی است. لذا باید پس از انجام فعالیت اول، بیشترین نقاط تمرکز را بر روی عناصر متغیر در بین دو طیف جمعیتی قرار داده و از هدف قرار گرفتن سوژه های تحمیلی دشمن بشدت اجتناب نمود.

0- باید بخاطر سپرد که یک سوژه قطعا نمی تواند هم هدف دستگاه های جاسوسی دشمن باشد و هم هدف دستگاه های امنیتی خودی، چرا که منافع دستگاه های اطلاعاتی خودی با دشمن در تضاد ساختاری است. لذا هرگاه حین فعالیت به سوژه ای غیر فریب مواجه شدیم که در عین سوژه بودن برای دستگاه های جاسوسی دشمن، هدف یک دستگاه اطلاعاتی خودی نیز قرار دارد، باید مطمئن باشیم که دست های آشکار و یا پنهان دشمن لاجرم در حذف یک نیروی مهم برای اسلام و انقلاب نقش دارد.

1- دکتر رضا آقانوری

2- منبع : جوان آنلاین

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 17:16  توسط ابوعمار  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

به منظور احقاق حقوق شهدای ترور و فتنه و بصیرت  بخشی در خصوص دیدگاه های ولایت مطلقه فقیه ، بنیادی مردمی متشکل از مراجع تقلید ، طلاب ، دانشجویان ، اساتید و عموم ملت ایران تشکیل خواهد شد و حقوق حقه ملت ایران را در دستگاههای اجرایی داخلی و بین المللی دنبال خواهد کرد .

بدین منظور اساسنامه و درخواست مجوزات لازم  به مراجع قانونی ارسال گردیده  و به محض تاسیس اخبار آن به اطلاع عموم ملت خواهد رسید .

در همین ارتباط از همه همسنگران و سربازان و جان برکفان ولی امر و بسیجیان دلاور و امت حزب الله تقاضا میشود نسبت به اطلاع رسانی همگانی در همه حوزه های داخلی و بین المللی از هیچ کوششی فروگذار ننموده و در یک حرکت جهادی اقدام به این امر مهم (اطلاع رسانی در این مورد) نمایند .

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11:53  توسط ابوعمار  | 
امیرنیک افروز

سال نشر : 1387

نویسنده(گان) : دکتر محمود رضا گلشن پژوه

شابک : 9789644509070

تهیه شده در : معاونت پژوهشهای روابط بین‌الملل

خلاصه

اعمال قدرت از طریق جذب و همزمان پرهیز از هرگونه اجبار و تطمیع، گستره‌ای بسیار متنوع و جذاب و در عین حال حساس و ظریف را در برابر دولتمردان یک کشور قرار می‌دهد. تنظیم و تحکیم تصویری از یک کشور در ذهن افکار عمومی جهانیان، آنچنان مهارت، صبوری و زیرکی‌ای می‌طلبد که بسیاری عطایش را بر لقای آن می‌بخشند و سراسیمه به همان ابزارهای خشک و سخت قدرت متوسل می‌شوند و تلاش می‌کنند تا حرف و دیدگاه و نظر خود را به ضرب کمیت و کیفیت ادوات نظامی و کارآمدی ظاهری تحریم‌های اقتصادی بر طرف مقابل بقبولانند، غافل از آن‌که تفاوت تاثیر وجه نرم و سخت قدرت با یکدیگر، از زمین تا ثریا است و این دو هرگز با هم‌دیگر قابلیت مقایسه را هم نخواهند داشت.


در تمام طول تاریخ، دعوت‌هایی که با استفاده از زبان لیّن، مهربانی و هم‌دلی صورت گرفته، تاثیر و ماندگاری بیشتری داشته‌اند. نزدیک‌ترین مثال در این مورد، خلق زیبا و محمدی خاتم انبیاست (ص) که پروردگار رحیم، خود آن را عاملی اساسی در جذب و جلب قلوب به‌سوی پیام این پیام‌آور بی‌همتا دانسته است.


همین مولفه‌ها را می‌توان با میزانی از تغییر در گستره و ابزار، در زمام‌داری و تعاملات بین‌المللی کشورها دید. کشورهایی که به شکلی ماهرانه از ابزارهای فرهنگ، تمدن، تاریخ و جغرافیای خویش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران استفاده کرده‌اند، در صحنه سیاست جهانی اقتداری به مراتب ماندگارتر و موثرتر یافته‌اند و آنانی که تنها به زور و نیروی نظامی و سخت خویش متکی بوده‌اند، بارها و بارها مجبور شده‌اند برای نیل به هدفی حتی کوتاه مدت، بیش از پیش چنگ و دندان نشان دهند و وجهه خود و ملت خویش را به آرامی به اضمحلال برسانند. سقوط مداوم و شتاب‌ناک وجهه و تصویر ایالات متحده آمریکا در دوران زمام‌داری بوش پسر در نزد افکار عمومی جهانیان، این واقعیت را به خوبی باز می‌نمایاند.


به هرحال، موضوع قدرت نرم و ابزارها و مولفه‌های آن از جمله موضوعاتی است که با وجود داشتن سابقه‌ای کوتاه در متون مکتوب سیاسی و بین‌المللی، مورد امعان نظر بسیاری از سیاستمداران و سیاست‌سازان جهانی، خصوصا در چند سال گذشته قرار گرفته و در حال حاضر کارشناسان و متخصصان بسیاری تلاش دارند تا با شناخت ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کشور متبوع خویش، مولفه‌ها و ابزارهای بالقوه این نوع از قدرت در کشور خود را شناسایی نموده، با ارائه جذاب آن به افکار عمومی جهانیان، سطح کلی اقتدار کشور خویش در فضای به شدت رقابتی کنونی را ارتقا دهند.


کشور عزیزمان ایران، از هزاران سال پیش تاکنون چه به عنوان کشور و تمدنی بسیار پیچیده و شگفت‌انگیز و در زمره نخستین سرزمین‌های سکونت جمعی بشر در چهار راه تمدن‌های بزرگ بشری، از یک سو هم‌مرز با هندوستان، از سویی دیگر در مراوده دائمی با فرهنگ و تمدن بزرگ چین، از سمت غرب هم‌مرز با یونان و امپراطوری روم شرقی، از سمت شمال در مراوده و مواجهه دائمی با روس‌ها و از سمت جنوب نیز اعراب؛ و چه در عصر کنونی به مثابه کشوری با کوله‌باری از تاریخ، فرهنگ و تمدن در قلب بحران‌های حاضر، در شرق، کشور بی‌ثبات افغانستان و سرچشمه هرج و مرج، در جنوب‌شرقی، کشور پاکستان با تسلیحات اتمی و در آستانه انفجار ناشی از مناقشات قومی ـ مذهبی، در شمال غرب، آذربایجان همچنان دستخوش چالش‌های ناشی از فروپاشی شوروی، در غرب، عراق با جنگ‌ها، آشوب‌ها و ناآرامی‌های داخلی و حضور گسترده نظامیان آمریکایی و سرانجام در مناطق جنوبی و جنوب شرقی، شیخ‌نشین‌های آسیب‌پذیر خلیج‌فارس و گذرگا‌ه‌های مهم عبور نفت و از سوی دیگر موقعیت ایران به عنوان بزرگ‌ترین کشور شیعه و وارث نخستین انقلاب مذهبی در دنیای جدید؛ همواره در کانون توجهات امپراطورها، شاهان، حکام و در عصر حاضر نیز دولت‌های بزرگ جهان قرار داشته است.


این‌ امر که ایران به لحاظ موقعیت ژئواستراتژیک و برخورداری از منابع عظیم طبیعی و معدنی در جایگاه خاصی قرار دارد بر همگان آشکار است، اما نکته قابل توجه این است که ایران منبع عظیم و دست ناخورده‌ای از اقتدار نرم را همواره دارا بوده که شاید بتوان گفت استفاده از آن در وضعیت و موقعیت کنونی، اهمیتی انکارناپذیر دارد. فرهنگ غنی، تمدن چند هزار ساله، جاذبه‌های تاریخی و گردشگری، محیط زیست زیبا و دست ناخورده، اقتدار عظیم ناشی از نیروی انسانی سرشار، پاک و جوان، ادبیات لبریز از شعرا و شاهکارهای جهانی، سهم دست نایافتنی در توسعه علم بشری، جذابیت‌های پایان ناپذیر ناشی از فولکلور و اصالت‌های قومی، هنرمندی بی‌پایان در بسیاری از عرصه‌های هنری، زیبایی‌ها و عمقِ عمیق باورها و دلبستگی‌های مذهبی و ده‌ها و صدها مثال دیگر، کرانه‌ای بی‌پایان از منابع اقتدار نرم را در مقابل چشمان ما قرار می‌دهد که از طریق سیاست‌گذاری و مدیریت هوشمندانه آن‌ها می‌توان به سهولت نه تنها به زدایش چهره نامناسبی که دشمنان ایران اسلامی از آن در نزد افکار عمومی جهانی ساخته‌ و پرداخته‌اند، دست زد، بلکه می‌توان در کنار تحکیم اقتدار و امنیت در داخل کشور، منبعی پایان ناپذیر نیز در پهنه سیاست‌ها و تعاملات خارجی جمهوری اسلامی ایران اضافه نمود تا از طریق آن، اهداف مقدس نظام اسلامی ایران کاربرد و امکان تحقق بیشتری پیدا نماید.


گزاف نخواهد بود اگر گفته شود امروز ایران و ایرانیان تنها در شرایطی می‌توانند در برابر تهاجمات بیگانگان مقاومت کنند که با تکیه بر فرهنگ و تمدن و تاریخ غنی (نمادهای ملی) و دین و مذهب خود (نمادهای مذهبی) به تقویت روحیه ملی در جامعه بپردازند. در این میان، همانگونه که این کتاب به آن اشاره دارد، رواج روحیه همکاری و همبستگی در میان مردم؛ حرکت به سمت یافتن و میدان عمل بخشیدن به عناصری که توانایی جذب و جلب توده‌هایی از جامعه (مشخصاً جوانان) را برای آشتی مجدد آنان با مفاهیم سنتی و غنی ایرانی و اسلامی داشته باشند؛ ارائه راهبردی ابتکاری و مقوّم جهت کاستن از درگیری‌های قومی و مذهبی؛ تلاش برای جلوگیری از فرار مغزها با توجه به تأثیرات مخرب فعلی و آتی آن؛ و نهایتا تلاش برای تربیت و میدان دادن به افرادی در صحنه سیاست که عشق به خاک ایران را در دل، ترس از خدای یگانه را در جان و آگاهی کامل از دوران اقتدار و پتانسیل‌های نهفته در جمهوری اسلامی را داشته باشند، از جمله ملزومات این حرکت ملی به حساب خواهد آمد.


کتاب حاضر که نتیجه یک پژوهش دو ساله است و عامدانه مخاطب خود را نه تنها مسئولان و کارشناسان ارشد مملکتی، بلکه عامه مردم و خصوصا جوانان این مرز و بوم قرار داده، تلاش کرده تا در دو بخش عمده، این راه‌کارها و ابزارها را شناسایی نموده، سپس آن‌ها را با ویژگی‌ها و توانمندی‌های ایران اسلامی تطابق دهد. بررسی ادبیات قدرت نرم و همچنین یافتن منابع اقتدار نرم در 6 کشور مطرح در عرصه بین‌الملل، پردازش نقاط قوت و ضعف آنان و همچنین یافتن راه‌هایی که کشورهای مذکور از آنها در جهت رفع کاستی‌های قدرت نرم خویش بهره می‌برند، چهارچوب مناسبی را در اختیار خواننده قرار می‌دهد تا با ورود به بخش دوم و مطالعه آن‌چه از منابع اقتدار نرم ایران اسلامی ذکر شده، خود در ذهن خویش به مقایسه‌ای جامع میان این موضوعات دست زده، مطابق با تخصص خویش، راه‌کارها و راهبردهایی برای بهینه ساختن روش‌های اعمالی برای تقویت قدرت نرم کشور عزیزمان ارائه نماید.


این کتاب شاید نخستین پژوهش مکتوب و مدون درخصوص قدرت نرم و مولفه‌های آن در ایران اسلامی باشد، اما یقینا آخرین آن‌ها نخواهد بود. امید آن‌که انتشار این کتاب به جنبش در حال رشد توجه به ابزارهای نرم قدرت در نهادهای تحقیقاتی و سیاست‌گذاری کشور کمک نموده، منبعی برای پژوهش‌های متکامل‌تر در آینده باشد.


کتاب حاضر تالیف محمود رضا گلشن پژوه می باشد و با همکاری مرکز تحقیقات استراتژیک و معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1387و با شمارگان 2000 جلد به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 12:57  توسط ابوعمار  | 
بررسی علل جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران

جنگ نرم در مقابل جنگ سخت عبارتست از هر نوع اقدام رواني و تبليغات رسانه‌اي که جامعه را هدف قرار مي دهد و بدون ايجاد درگيري نظامي، طرف مقابل را به شکست وا مي دارد.
براندازي، جنگ اينترنتي، ايجاد شبکه هاي راديوتلويزيوني و پخش شايعات اشکال مهم جنگ نرم هستند. جنگ نرم در صدد تضعيف انديشه و تفکر جامعه مورد نظر مي باشد و با تبليغات رسانه اي، موجب از بين رفتن نظم سياسي، اجتماعي است.
جنگ نرم، ابتدا توسط کميته خطر و در زمان جنگ سرد در دهه 1970 و با همفکري مديران سابقه‌دار و اساتيد برجسته علوم سياسي سازمان سيا و پنتاگون طراحي و تأسيس شد.
به همراه اصلاحات گورباچف، ايجاد فضاي باز سياسي و تغيير در قوانين اقتصادي شوروي سابق (پروسترويکا) اين کميته با حذف جنگ سخت، تنها راه شکست بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشي از درون مي دانست. سياستمداران پنتاگون و سيا با راهبردهاي دکترين مهار و جنگ رسانه‌اي موجبات فروپاشي شوروي را فراهم آوردند.

جمهوري اسلامي ايران، به دليل وسعت سرزميني، ازدياد جمعيت، برخورداري از امکانات نظامي، منابع طبيعي و موقعيت جغرافيايي ممتاز در خاورميانه به قدرتي بي ‌نظير تبديل شده است و به همين دليل کارشناسان سياسي کشورهاي غربي معتقدند که ديگر نمي‌توان با حمله نظامي آن را نابود کرد بنابراين تنها راه سرنگوني نظام جمهوري اسلامي، جنگ نرم و به کارگيري تکنيک‌هاي عمليات رواني است. درحال حاضر اجراي پروژه جنگ نرم عليه ايران ناشي از گسترش حس تنفر از امريکا در جهان مي باشد که به نظر سران کاخ سفيد، مرکز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن، کشور ايران است.

راهکارهاي آمريکا در جنگ نرم با جمهوري اسلامي ايران
پديده جنگ نرم که عليه جمهوري اسلامي ايران به راه افتاده است به شکل هاي مختلف مانند نابساماني اقتصادي، ايجاد نارضايتي در جامعه، تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي، جنگ رسانه‌اي، عمليات رواني براي ضعيف جلوه دادن دولت و ايجاد ناتوي فرهنگي متبلور مي‌شود.عوامل براندازي نيز از زمينه‌هاي موجود در جامعه براي پيشبرد اهداف خود استفاده کرده و سعي در ايجاد نارضايتي بين افکارعمومي را دارند.
از جمله اين راهکارها در اجراي پروژه بهره برداري از وجود تنوع قومي و قبيله اي در ايران، دامن زدن به نافرماني مدني در تشکل‌هاي دانشجويي و ايجاد شبکه‌هاي راديو تلويزيوني فارسي زبان را مي توان نام برد.

دلايل به کارگيري قدرت نرم عليه جمهوري اسلامي ايران
قدرت نرم، توانايي‌هاي يک کشور در به کارگيري ابزاري مانند فرهنگ و ارزش‌هاي اخلاقي جامعه است که به طور غير مستقيم بر ديگر توانايي ها و رفتارهاي موجود در کشور تأثير مي گذارد. هدف قدرت نرم، تبليغات سياسي نيست بلکه مباحث عقلاني و ارزش‌هاي عمومي را شامل مي‌شود. هدف قدرت نرم، افکارعمومي است ابتدا در خارج و سپس داخل کشور. وسايل ارتباط جمعي ديگر به انتقال واقعيت فکر نمي‌کنند بلکه خود، واقعيت‌ها را مي‌سازند. آنها به مديريت افکارعمومي نمي انديشند، بلکه رسانه‌اي را موفق مي دانند که بتواند با افکارعمومي حرکت کرده و خود را سازگار با آنها نشان دهد.
از مهم ترين عوامل در اختيار گرفتن قدرت نرم مي توان به حرکت آرام و مداوم در جهت تسخير افکارعمومي توسط رسانه‌هاي همراه و همگام با مردم اشاره کرد.

ناتوي فرهنگي؛ چهره‌اي ديگر از جنگ نرم
پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 و پايان يافتن جنگ سرد، آمريکا احساس کرد رقيب خاصي در دنيا ندارد به همين دليل تلاش کرد تا سلطه خود را در عرصه‌هاي مختلف نظامي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي بر کشورهاي جهان تحميل کند. بنابراين به يک مجموعه مقتدر فرهنگي نياز بود و از اين زمان به بعد عملاً ناتوي فرهنگي موجوديت يافت. دلايل روي اوردن آمريکا به ناتوي فرهنگي عبارتند از:
- گستره ناتوي فرهنگي فکر، انديشه و فرهنگ ملت‌هاست، لکن گستره ناتوي نظامي مرزهاي جغرافيايي يک يا چند کشور است.
- سياست ناتوي فرهنگي به دست آوردن باورها و اعتقادات ملت‌ها ست ولي هدف از حمله نظامي تصرف زمين و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادي است.
- در کارکرد نظامي و جنگ سخت، تلفات و خرابي‌ها محسوس و ملموس است ودر ضمن با هزينه کردن، قابل بازسازي است، ولي در ناتوي فرهنگي ويراني‌ها و آسيب‌ها نامحسوس است، و به آساني بازسازي نمي‌شود.
- کارکرد ناتوي فرهنگي بلندمدت، کم‌دردسر و کم‌هزينه‌، اما ناتو ي نظامي کوتاه‌مدت، پردردسر و پرهزينه‌تر است.
- تلفات انساني به ويژه در جبهه دفاع مقدس، تحت عنوان شهادت، با ارزش و ماندني است ولي در عرصه فرهنگي ذهن‌ها و انديشه‌ها آسيب مي‌بيند.
يکي از اهداف ناتوي فرهنگي به حاشيه کشاندن فرهنگ ديني، ملي جوامع است تا با حاکم کردن خواسته‌هاي خود، اداره امور جهان را به دست گيرند.

نقشه هاي آمريکا براي عملياتي ساختن جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي
- القاي غيرصلح‌آميز بودن فناوري هسته اي ايران
- سرمايه‌گذاري و ايجاد رسانه‌هاي ديداري و شنيداري، شبکه هاي تبليغاتي جهت ارائه تصويري سياه و خطرناک از جمهوري اسلامي ايران براي افکارعمومي جهان به عنوان مثال توليد و پخش فيلم ضدايراني 300
- ايجاد فضاي رسانه‌اي درباره دخالت ايران در عراق، لبنان و … به عنوان کشور حامي تروريسم
- سازماندهي نارضايتي در مورد موضوعات حقوق بشر، حقوق زنان و دامن‌زدن به مطالبات صنفي و اجتماعي توسط برخي مطبوعات و احزاب داخلي ايران
- راه‌اندازي سايت‌هاي اينترنتي جهت اجراي جنگ رسانه‌اي
- تحليل مغرضانه از اوضاع داخلي ايران و ايجاد فضاي وحشت‌زا، وجود بحران اقتصادي و مشکلات ناشي از آن
- سوءاستفاده از اجراي برخي طرح ها مانند طرح امنيت اجتماعي به عنوان محدودکننده آزادي و حقوق زنان
- ايجاد تقابل‌ بين سران ارشد نظام اسلامي و القاي اينکه جنگ قدرت در جمهوري اسلامي بين چند طيف در جريان است و اينکه در نهايت کدام گروه پيروز و يا شکست مي‌خورد.

جنگ رسانه‌اي امريکا عليه جمهوري اسلامي ايران
جنگ رسانه‌اي يکي از برجسته‌ترين جنبه‌هاي جنگ نرم و جنگ‌هاي جديد است. جنگ رسانه‌اي تنها جنگي است که حتي در شرايط صلح نيز به صورت غيررسمي ادامه پيدا مي کند و هر کشوري با استفاده از رسانه ها براي پيشبرد اهداف سياسي خويش بهره‌برداري مي‌کند. جنگ رسانه‌اي ظاهراً ميان راديو و تلويزيون‌ها، خبرگزاري‌ها، شبکه‌هاي خبري و سايت‌هاي اينترنتي جريان دارد و مقوله‌اي است که همکاري هماهنگ و نزديک بخش‌هاي نظامي، سياسي، امنيتي، رسانه‌اي و تبليغاتي يک کشور را مي‌طلبد.
پروژه \" ناتوي فرهنگي\" که مقام معظم رهبري آن را مورد تاکيد و توجه قرار دادند، مشتمل بر خط تهاجمي دشمن و تلاش آنان براي ورود به عرصه‌هاي فرهنگي، هنري و رسانه‌اي است تا به سياه نمايي عليه ايران بپردازند. هدف اصلي ناتوي فرهنگي از هم پاشيدن وحدت و پيوند ناگسستني ملتي است که سه دهه با تمام فشارها و کاستي‌ها، صبر و مقاومت پيشه کرده است.
براي مقابله با جنگ نرم، داشتن استراتژي مهم تر از داشتن قدرت است، بنابراين لازم است در دو حوزه داخلي و بين‌المللي، نقش هر يک از نهادهاي دولتي مشخص و تبيين گشته و تقويت توانمندي‌ سازمان‌هاي امنيتي تقويت شود.

راه هاي ديگر براي مقابله
- اجراي طرح‌هاي توسعه‌اي مناطق محروم و مرزي در ابعاد مختلف مانند فقر، ناامني، تورم، بيکاري، ترافيک و …
- گسترش آزادي‌هاي مدني در چارچوب قانون اساسي همراه با هوشياري لازم جهت جلوگيري از تهديدات احتمالي
- تقويت زيرساخت‌هاي فرهنگي و آموزشي
- کنترل و نظارت بر سازمان هاي غيردولتي
- افزايش ظرفيت‌هاي سازمان‌هاي امنيتي کشور با ماهيت تهديدات نرم
- کارآمدتر نمودن نظام اداري کشور
- به کارگيري نخبگان در نهادهاي دولتي و سياسي با هدف جلوگيري از جذب آنان توسط جبهه معاند نظام

وظيفه ما در مواجهه با جنگ نرم
امروز استفاده از قدرت نرم براي تأمين منافع ملي و تماميت ارضي كشور، ضرورت است و مراقبت از كشور در برابر تهديد نرم حياتي است.
استفاده از قدرت نرم عليه تماميت ارضي، استقلال و هويت ملي كشور تنها در شرايط ضعف نظام اتفاق
نمي افتد بلكه در «پيروزي هاي خيره كننده» ديده مي شود. از اين رو رهبرمعظم انقلاب اسلامي براي خنثي كردن تهديدهاي دشمن، دانشجويان، اساتيد دانشگاهها و هنرمندان را به ميدان فراخوانده اند.
در جنگ نرم، دشمن از ادبيات خاص يعني \" تاريك نشان دادن آينده \" استفاده مي کند و با ايجاد شک و ترديد در اصول و دستاوردها تلاش مي كند تا مردم را دچار ترس و اضطراب کند و نيروهاي اصلي را خسته نمايد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، براي خنثي شدن اين ترفند به اساتيد دانشگاهها فرمودند: \" لازم نيست شما از افراد نام ببريد ولي لازم است كه به دانشجويان اميد بدهيد تا دستاوردهاي بزرگ كشورشان را كوچك نبينند.\"
در جنگ نرم، از «احساسات» و «مظلوم گرايي» به عنوان چاشني اقدامات خطرناك استفاده مي شود. در اين ميدان آن دسته از نيروهاي جوان كه به دليل برخورداري از هوشياري سياسي دست فتنه گران را مي خوانند، وظيفه اي مهم بر عهده دارند. رهبر معظم انقلاب با تأکيد بر رسالت دانشجويان با عنوان \" افسران جوان\" و اساتيد دانشگاه با عنوان \" فرماندهان خودي جبهه نرم \" مسئوليت آنان را يادآور شدند.
جنگ نرم، صحنه رويارويي دروغ هاي بزرگ با واقعيت هاي ترديدناپذير است. در اين جنگ نرم، كافي است كه هواداران جبهه حق بيدار باشند و بيكار ننشينند چرا كه زبان حق هميشه مؤثرتر از زبان باطل است.

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

الف) در ديدار رئيس و نمايندگان مجلس خبرگان رهبري
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار رئيس و نمايندگان مجلس خبرگان رهبري در سخنان مهمي ضمن برشمردن نقاط قوت و اميدآفرين نظام اسلامي و جايگاه مستحکم آن، به برنامه ريزي پيچيده و گسترده دشمن در شرايط کنوني اشاره کردند و با تبيين ابعاد گوناگون و خطوط اصلي طراحي مخالفان نظام جمهوري اسلامي در جنگ نرم، لزوم هوشياري، بصيرت، و شجاعتِ خواص و نخبگان و حفظ وحدت را مورد تأکيد قرار دادند.
ايشان با اشاره به تغيير طراحي هاي مخالفان نظام به موازات استحکام و عمق بيشتر ريشه هاي نظام اسلامي افزودند: نظام اسلامي تجربه سي ساله مقابله با چالش هاي مختلف را دارد اما با توجه به پيشرفتهاي نظام و پيچيده تر شدن دستاوردهاي آن، توطئه ها و طراحي هاي مخالفان نيز پيچيده تر شده است که بايد ابعاد و جوانب مختلف آن شناخته شود تا بتوان بر آنها غلبه کرد.
حضرت آيت الله خامنه اي احتمال جنگ نظامي را در شرايط کنوني بسيار ضعيف ارزيابي و خاطرنشان کردند: در مقطع فعلي دشمن با يک جنگ رواني که جنگ نرم ناميده مي شود به مقابله با نظام اسلامي آمده و در اين جنگ هدف اصلي دشمن تبديل نقاط قوت و فرصت هاي نظام به نقاط ضعف و تهديدها است.
ايشان تأکيد کردند: مخالفان نظام در جنگ نرم با استفاده از ابزارهاي فراوان تبليغاتي و ارتباطاتي، ايمانها، معرفت ها، عزم ها، و پايه ها و ارکان يک نظام و کشور را مورد تهاجم قرار مي دهد که مقابله با آن نيازمند حضور هوشيارانه، آگاهانه، و همراه با تدبير در وسط ميدان است که البته چنين حضوري، کمک الهي را نيز درپي خواهد داشت.
ايشان زمينه هاي اميد در کشور را فراوان دانستند و افزودند: زيرساختهاي مستحکم و آمادگي کشور براي يک حرکت جهش وار، پيشرفتهاي چشمگير علمي، تجربه سي ساله نظام، نسل جوان پرانرژي، تحصيل کرده و داراي اعتماد به نفس، و سند چشم اندازي که حرکت پيشرفت کشور را تا سال 1404 مشخص کرده، همه قله هاي برجسته اي هستند که معارضان جمهوري اسلامي مي خواهند با القاي سياه نمايي و بن بست، آنها را به نقاط ضعف و يأس تبديل کنند.
رهبر انقلاب اسلامي، تلاش براي ايجاد تفرقه در سطوح مختلف را يکي ديگر از خطوط اصلي دشمن در جنگ نرم برشمردند و تأکيد کردند: امروز نشانه هاي وحدت عمومي و همدلي مردم قابل مشاهده است که نمونه هاي بي نظير آن، حضور مردم در نمازهاي جمعه ماه مبارک رمضان، حضور گسترده در راهپيمايي روز قدس و حضور با عظمت در نماز عيد فطر در سراسر کشور است. همه بايد در مقابل اين وحدت سرتعظيم فرود آورند و در جهت تحکيم آن تلاش کنند.

ب) در ديدار با شعرا، فرهيختگان و اهالي فرهنگ، هنر و ادب
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي حوادث اخير قبل و بعد از انتخابات در كشور را مانند يك رزمايش، موجب آشكار شدن نقاط ضعف و قوت و در مجموع يك نعمت بزرگ دانستند و با تشريح وظيفه سنگين اهالي فرهنگ و هنر در اين قضايا خاطرنشان كردند: يك انسان هنري و فرهنگي وظيفه سنگين و خطير بازگويي حقيقت و «تبيين و تبليغ» را برعهده دارد و بايد براي درك حقيقت تلاش و مجاهدت كند چرا كه در حوادث فتنه‌گون، شناخت عرصه و اطراف آن و تشخيص «مهاجم و مدافع» و «دوست و دشمن» دشوار است.
ايشان بصيرت را لازمه تشخيص و شناخت عرصه و ميدان دانستند و افزودند: اهل فرهنگ و ادب گوشه‌اي از حركت عظيم و مستمر انقلاب اسلامي هستند كه بايد آنچه را به عنوان حقيقت مي‌فهمند با فصاحت و بلاغت، بيان كنند چرا كه با شيوه سياستمداران نمي‌توان در عالم فرهنگ حركت كرد بلكه بايد با تبيين و رساندن حقايق، گره‌گشايي كرد.
رهبر انقلاب اسلامي جنگ نرم را واقعيت امروز دانستند و با اشاره به تذكرات و سخنان بيست سال گذشته‌شان خاطرنشان كردند: وقتي انسان، تجهيز، صف‌آرايي، دهانهاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي با غيظ فشرده شده عليه انقلاب، امام خميني و آرمانهاي نظام اسلامي را مي‌بيند وجود اين جنگ نرم را باور مي‌كند هرچند ممكن است عده اي اينها را نبينند.
ايشان افزودند: در اين جنگ نرم وظيفه مجموعه فرهنگي اين است كه هنر را تمام عيار و با قالبي مناسب به ميدان آورد تا اثرگذار شود.

پاورقی:
- موسسه فرهنگي تبيان
- روزنامه کيهان
- خبرگزاري رجا نيوز
- پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد انقلاب اسلامي
- پايگاه اطلاع رساني دفترمقام معظم رهبري
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 17:13  توسط ابوعمار  | 
ولايت فقيه؛ مؤثرترين قدرت نرم جمهوری اسلامی در مقابله با جنگ نرم

به باور يك كارشناس مسائل سياسی، نقشی كه مقام معظم رهبری در ايجاد وحدت و يكپارچگی جامعه ـ به منظور بستن راه نفوذ دشمن برای رسيدن به اهدافی كه در جنگ نرم دارد ـ دارند مؤثر و غير قابل انكار است و می‌تواند به عنوان مؤثرترين قدرت نرم جمهوری اسلامی به شمار آيد.

سين كنعانی‌مقدم، كارشناس مسائل سياسی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، درباره راهكارهای قرآنی در مقابله با جنگ نرم استكبار، شيطان را پيشگام جنگ نرم دانست و گفت: آنچه در قرآن و آيات متعدد آن آمده، شيطان را می‌توان پيشگام در جنگ نرم دريافت كه با دسايس خود در دوره‌های مختلف، سعی دارد به اهداف خود برسد؛ امروز هم شيطان از پايگاه اصليش؛ يعنی آمريكا، قصد دارد با ابزارهای متناسب با روز، اهداف خود را كه در قرآن نيز از آن ياد شده، پيش ببرد.

وی در ادامه افزود: قرآن با نشان دادن صفات شيطان و جند شيطان كه مشركان و منافقان هستند و به دنبال در اختيار گرفتن انسان‌ها برای رسيدن به مقاصد ماديشان هستند، مسلمانان را هوشيار می‌سازد تا فريب اين‌گونه افراد را نخورند و از آن‌ها دوری كنند.

اين كارشناس مسائل سياسی به راهكارهای ارائه شده توسط قرآن پرداخت و گفت: يكی از راهكارهای قرآنی عبارت «أعوذ بالله من الشيطان الرجيم» است كه دوری كردن از شيطان، دسايس او و پناه‌بردن به خداوند از شر توطئه‌های اوست.

كنعانی‌مقدم با اشاره به ساير راهكارها اظهار كرد: امر به معروف و نهی از منكر، راهكار ديگر مقابله با جنگ نرم است كه مسلمانان را وامی‌دارد تا با هشدار دادن و آگاه ساختن يكديگر، به بيداری و بالندگی دست پيدا كنند و بتوانند در مسير كمال، به دور از توطئه‌های دشمن حركت كنند.

وی در مورد كارآمدی قرآن برای جامعه امروزی تصريح كرد: قرآن تنها نسخه‌ای است كه می‌توان در مقابله با جنگ نرم استكبار به آن تمسك جست؛ چراكه راهكارهای مناسبی را برای هر دوره ارائه كرده است؛ منتها مفسران و كارشناسان در اين زمينه بايد همت كنند و با بررسی دقيق، آياتی كه به جنگ نرم شيطان و مستكبران پرداخته است را دريافت كنند و با معرفی و تبيين آن‌ها، برای مقابله با جنگ نرم امروز، راهكارهای مناسبی برای جامعه ارائه دهند.

وی افزود: امروز در كشور اسلامی زندگی می‌كنيم كه از منابع دينی غنی برخوردار است، اما به اين منابع آنچنان كه بايد توجه نمی‌شود و اين آگاه‌سازی به خوبی صورت نگرفته است.

اين كارشناس مسائل سياسی در ادامه به قدرت نرم جمهوری اسلامی ايران پرداخت و تصريح كرد: قدرت نرمی كه می‌توان برای مقابله با جنگ نرم از آن استفاده كرد؛ ايمان، اعتقاد و عمل صالح است.

وی در ادامه گفت: اگر ايمان در جامعه ما افزايش يابد و به سطح بالايی برسد، می‌تواند جامعه را در مقابله با جنگ نرم دشمن كاملاً آماده سازد؛ با اين ابزار ما قدرتمندترين كشور در اين عرصه خواهيم بود؛ چراكه ايمان و عمل صالح، جامعه و مردم را در مقابله با جنگ نرم مقاوم می‌سازد.

كنعانی‌مقدم نقش ولايت‌فقيه در جنگ نرم را غير قابل انكار دانست و گفت: همانگونه كه در قرآن به آن اشاره شده، طبعيت از رهبری و ولايت، امری ضروری است و امروز نيز اطاعت و پيروی از ولايت يكی از مسائلی است كه ما را در جنگ نرم دشمن ايمن می‌سازد.

وی افزود: رهبر معظم انقلاب محور حركت به سمت مقابله با جنگ نرم است و می‌تواند جامعه را به سمت تعالی و الگو شدن در جهان كه هدف والای اسلامی است، پيش ببرد.

اين كارشناس مسائل سياسی خاطرنشان كرد: نقشی كه مقام معظم رهبری در ايجاد وحدت و يكپارچگی جامعه ـ به منظور بستن راه نفوذ دشمن برای رسيدن به اهدافی كه در جنگ نرم دارد ـ دارند مؤثر و غير قابل انكار است و می‌تواند به عنوان مؤثرترين قدرت نرم جمهوری اسلامی به شمار بيايد.‌

..........................

منبع : ایکنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 17:5  توسط ابوعمار  | 
مرحله جدید جنگ سایبری آمریکا علیه ایران

با لغو ممنوعیت صدور خدمات و برنامه‌های رایانه‌ای مربوط به اینترنت به کشورهای ایران، سودان و کوبا آمریکا یک جنگ تمام‌عیار سایبری علیه این کشورها را کلید زد.

 وزارت دارایی آمریکا روز دوشنبه با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که آیین‌نامه مربوط به تحریم تجارت شرکت‌های آمریکایی را به شکلی تصحیح کرده است که به ادعای این وزارتخانه حقوق مربوط به آزادی بیان و آزادی اطلاعات را برای این کشورها در بیشترین حد ممکن تضمین کند.
براساس این مجوز ویژه، صدور خدمات ارتباطی برپایه فناوری‌های اینترنتی از جمله پست الکترونیک انتقال پیام، چت و شبکه‌های ارتباطی توسط شرکت‌های آمریکایی به ایران تسهیل می‌شود.این اقدام دولت آمریکا درپی طرح لوایح دوقلوی «تقویت دیجیتال ایران» و «همراهی با مردم ایران» در مجلس نمایندگان آمریکا بود که اواخر دی‌ماه سال گذشته مورد بررسی قرار گرفته و آن را به تصویب رساند.
لایحه «تقویت دیجیتال ایرانیان» توسط سناتور دموکرات جیم موران طراحی شده و با لحنی تقریباً صریح از اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری ایران با عنوان «حمایت از آمال دموکراتیک مردم ایران از طریق تقویت توانایی آنها برای دسترسی به اینترنت و سایر خدمات ارتباطی» حمایت می‌کند.
هدف لایحه این است که از طریق یک جنگ سایبر همه موانع و محدودیت‌های موجود در راه استفاده کاربران اینترنتی و سایر فناوری‌های ارتباطاتی را کنار بزند. در این لایحه صریحاً اشاره شده که در جریان حوادث بعد از انتخابات، مخالفان از توئیتر، فیس‌بوک و سایر فناوری‌های ارتباطاتی برای سازماندهی تظاهرات و سایر فعالیت‌های مرتبط با آن استفاده کرده‌اند.بانیان و حامیان این لایحه خواستار این هستند که برای تقویت این روند، موانع موجود بر سر راه دسترسی‌ها برداشته شود.
«لایحه تقویت دیجیتال ایرانیان» ‌برای اولین‌بار به صراحت تأیید می‌کند که وزارت خارجه آمریکا در جریان ناآرامی‌های بعد از انتخابات از توئیتر خواسته که روند بازسازی خود را به طور موقت متوقف کند تا کاربران ایرانی بتوانند در جریان ناآرامی‌ها از آن استفاده کنند.
در این لایحه آمده بود که تحریم‌های فعلی که آمریکا علیه ایران اعمال می‌کند به طور ناخواسته سبب شده که دسترسی ایرانیان به اینترنت و سایر خدمات ارتباطاتی محدود شود، به طور مثال شرکت مایکروسافت و گوگل چند مرتبه اعلام کرده‌اند که تحریم اقتصادی مانع ارائه خدمات پایدار فناوری به ایران شده است. براین اساس حامیان لایحه از دولت آمریکا خواسته‌اند تا از صادرات همه خدمات نرم‌افزاری و ارتباطاتی که می‌تواند مانع نظارت دولت ایران بر سایت‌های اینترنتی و خدمات ارتباطی شود، حمایت کند. این لایحه خواستار این شده که دولت آمریکا همه شرکت‌ها، سازمان‌ها و افرادی که مانع نظارت دولت ایران بر خدمات فناوری می‌شود، را تشویق کند. هدف همه این موارد، تسهیل استفاده از خدمات ارتباطی و اینترنتی برای سازماندهی تظاهرات و راهپیمایی‌ها توسط مخالفان دولت ایران است.
لایحه دوم تحت عنوان «همراهی با مردم ایران» توسط کیت الیسون، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان تهیه شده و هدف اصلی آن تحریم مقام‌های ایرانی است که در روند خدمات فناوری نظارت می‌کنند یا اینکه در راه آن محدودیت ایجاد می‌کنند. این لایحه در اصل مکمل لایحه اول است ولی همانطور که از نام آن پیداست خواستار اعلام همبستگی با ناآرامی‌های بعد از انتخابات است.
اگرچه قبل از طرح لوایح دوقلو وزارت خارجه آمریکا در اواسط دسامبر سال گذشته میلادی طی نامه‌ای به دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری این کشور از این دفتر خواسته بود اجازه دانلود نرم‌افزار رایگان بازار عمده در ایران توسط اَبَر شرکت‌های نرم‌افزارسازی مایکروسافت و گوگل و دیگر شرکت‌های آمریکایی را صادر کند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 17:15  توسط ابوعمار  | 
سناریوی بیگانگان برای تهدید نرم علیه ایران چگونه اجرایی می شود؟

برژینسكی به طور قاطعانه معتقد است كه نیروهایی در ایران در حال كار هستند كه با گذر زمان رژیم را تضعیف می‌كنند.
علی رضایی- شاید نخستین بار پس از انقلاب اسلامی كه آمریكا و كشورهای مستكبر به عدم توانایی خود برای حمله نظامی به ایران پی بردند، روزی بود كه خبر انهدام جنگنده‌های آمریكایی در صحرای طبس به گوش جهانیان رسید. كمتر كسی در آن زمان می‌توانست باور كند كه شكست قدرت نظامی آمریكا در صحرای طبس از بابت شن‌های شناوری بوده است كه از جانب خداوند قهار ماموریت داشتند و آن توفان خارج از اراده تسلیحاتی ایران به پاخاست. امروز اما ناتوانی كشورهای زورگو برای حمله نظامی به ایران روشن تر از سال 59 شده است؛ چنانكه خود نیز این حقیقت را دریافته‌اند و مشاهده می‌كنیم برژینسكی كه در زمان وقوع انقلاب ایران به عنوان مشاور امنیت ملی در كاخ سفید فعالیت می‌كرد و در آن زمان به عنوان محرك سیاست خارجی آمریكا به شمار می‌آمد در حال حاضر این نكته را فهمیده است و در همین راستا به مقامات آمریكایی تأكید دارد كه آمریكا با ‌اندیشه تغییر رژیم در ایران خود را فریب ندهد و حتی برای حمله به ایران فكر هم نكند. بنابراین اگرچه امروز تهدیدات نظامی به مانند گذشته ادامه دارد اما این حقیقت جاری است كه بیگانگان اهداف خود را از خطوط دیگر رهبری می‌كنند و تهدیدات نظامی تنها نمایشی است برای پوشاندن آن خطوط نرم.

قدرت برتر جنگ نرم

كمی به این پاراگراف دقت كنید: برژینسكی به طور قاطعانه معتقد است كه نیروهایی در ایران در حال كار هستند كه با گذر زمان رژیم را تضعیف می‌كنند و این موضوع تا هنگامی خواهد بود كه آمریكا و غرب اقداماتی را اتخاذ نكنند كه در این روند تداخل ایجاد شود.

به راستی منظور برژینسكی از فعالیت برخی نیروهای داخلی ایران برای تضعیف رژیم و اقدامات تداخلی آمریكا و غرب چیست؟ محققا پیداست كه این رویكرد از همان ‌اندیشه جنگ روانی و نبرد نرم نشات گرفته است و این سیاستمدار كهنه‌كار معتقد است كه آمریكا و نظام سلطه باید همچنان امواج روانی را در فضا بپراكنند تا جامعه مورد هدف سوار بر آن امواج، اعمال و رفتار خویش را برنامه‌ریزی كند تا در مرحله آخر همان پیش آید كه خواست سلطه گران است یعنی تضعیف جمهوری اسلامی. اما چرا وی تأكید دارد كه آمریكا و غرب اقداماتی را اتخاذ نكنند كه در این روند تداخل ایجاد شود. این نكته حكایت از این واقعیت دارد كه برژینسكی روحیات جامعه ایران را به خوبی شناخته است. وی می‌داند كه خاصیت ایرانی در این است كه در شرایط سخت و بحرانی و برای دفاع از خاك و نوامیس چنان رفتار می‌كند كه 30 سال گذشته در جنگ تحمیلی رفتار كرد. به عبارت رساتر، كارشناسان آمریكایی می‌دانند كه با حمله نظامی علیه ایرانیان، نیروهای گریز از مركز، همگی جذب مركز می‌شوند و حتی سخت ترین معترضان داخلی كه ذره‌‌ای به ایران دلبسته باشند، خود را برای همراهی با جمع و رای اكثریت مسؤول می‌دانند تا از خاك میهن و نوامیس خود دفاع كنند. اما در شرایط جنگ نرم، نیروهای گریز از مركز و معترض نظام، بیش از هر موضوعی خود را مسؤول دفع شدن از مركز می‌دانند؛ چون طبق القائات غرب عاقبت به خیری خویش را در این امر می‌دانند.

قانون صادرات در تحریم نرم

به هر حال طبیعی است زمانی كه نمایشی بودن تهدیدات نظامی سلطه‌گران آشكار می‌شود، برنامه‌های جنگ نرم را در ستون‌های افقی، عمودی، ضربدری و حتی زیگزاگ طراحی می‌كنند. شاید در این ستون‌ها تحریم نیز به روز شده باشد و همچنان كه روش‌های 31 سال گذشته تداوم یابد اما روش‌های تازه‌‌ای هم به عنوان راهكارهایی مطرح به میان آید. همواره آنچه به عنوان قانون اصلی تحریم شناخته می‌شود، منع كشورها برای صادرات برخی كالاهای اقتصادی به یك كشور مشخص است كه در واقع این نمونه از تحریم، كهنه ترین نوع آن به شمار می‌آید. شكست هم در به كارگیری این مدل بسیار محتمل است و در مورد جمهوری اسلامی ایران قطعی. به طوری كه ماه گذشته روزنامه آمریكایی هافینگتون‌پست در گزارشی به قلم جمال عبدی مدیر سیاسی شورای ملی ایران و آمریكا با اشاره به این موضوع كه آمریكا برخلاف ادعاهای پیشین خود، با تصویب تحریم‌ها علیه ایران تنها مردم این كشور را هدف قرار داده است، تأكید كرد كه این استراتژی آمریكا در قبال ایران هم‌اكنون نیز شكست خورده است. همچنین نشریه تخصصی اقتصادی مید در كمتر از 30 روز گذشته طی گزارشی در خصوص روابط رو به گسترش ایران با آمریكای لاتین نوشت: این امر در حالی اتفاق می‌افتد كه آمریكا برای تحریم ایران تلاش می‌كند. بر این اساس تحریم نرم به عنوان راهكاری تازه و عنصر مقوم مدل كهنه آن از درخت جنگ نرم می‌روید و در دستور كار قرار می‌گیرد كه در این سازه با حذف قانون اصلی تحریم، صادرات باز باز می‌شود. اما این صادرات باز برای صدور كالاهای اقتصادی نیست بلكه برای صدور ساده‌اندیشی، ساده‌لوحی، مخلوطی از ترس و نشاط و در نهایت هیجان است كه منجر به عقب‌ماندگی نگاه تفكری و تعقلی برخی اشخاص شده و در نتیجه اجرای عملیات آشوب و اغتشاش بر مبنای ‌اندیشه‌های ساده و پوچ آغاز می‌گردد.

تشدید دو رنگی میان اقوام

یكی از مواردی كه به طور دائم در جنگ نرم بر آن تأكید و تكیه می‌شود، تكرار اختلافات، شفاف ساختن دو رنگی‌ها، دامن زدن به فرقه‌گرایی و بخش كردن افراد و گروه‌ها در دسته‌های ده‌تایی و صدتایی است و اگر بتوانند از تقسیم افراد در دسته‌های هزار تایی هم چشم نمی‌پوشند. تحقق این امور قطعا اگر قرار باشد به طور عریان در برابر دیدگان قرار گیرد و با زور و فشار، برخلاف میل مردم، آنان را وادار به جدایی و خروج از صراط مستقیم نماید، پاسخی عكس می‌دهد و مردم نه تنها از یكدیگر جدا نمی‌شوند كه هر روز قوی تر و بلندتر از روز پیش آهنگ وحدت سر می‌دهند. لذا اینجاست كه دشمنان به فكر استفاده از روش‌های به اصطلاح دموكراتیك می‌افتند و با ناز و نوازش، كمر همت برای ایجاد دورنگی میان افراد و گروه‌ها می‌بندند. این مسیر معمولاً با همراهی اپوزیسیون داخلی یاری می‌شود؛ به گونه‌‌ای كه در ابتدا بیگانگان پا در جای پای اپوزیسیون داخلی می‌گذارند و پس از طی مسافتی قابل ملاحظه و مشروعیت بخشیدن به حركت خویش، دیگر این اپوزیسیون داخلی است كه پا در جای پای بیگانگان می‌گذارد. بر این اساس حامیان آن حزب و جناح هم كه مورد تهاجم تحریم نرم قرار گرفته‌اند، خیال می‌كنند كه به دنبال اهداف حزب متبوع خود می‌دوند؛ غافل از آنكه افسارشان به دست بیگانگانی افتاده كه همه یكرنگ در راه تشدید دورنگی و دوگانگی میان اقوام ایرانی در تلاشند و غیر از نابودی نظام جمهوری اسلامی باوری ندارند. اگر حرف از مردم، آزادی و ایران هم می‌زنند برای آن است كه بتوانند با فریب و نیرنگ، اقلیتی را از اكثریت جدا سازند و رنگ‌های تازه‌‌ای از ایران و ایرانی را برای آنان مجسم كنند كه در نهایت این عاقبت پیش آید: سبز در برابر قرمز، قرمز در برابر سبز و بنفش در برابر همه رنگ‌ها. هر كدام خواسته جداگانه‌‌ای را با مبانی خاصی می‌طلبند، اما چون جلوه‌‌ای از رنگ وحدت ندارند حتی خواسته‌های مشروع و مقبول را نمی‌توانند به كرسی بنشانند و تنها كاری كه می‌كنند بازی در زمین دشمن است.

پیروزی در میدان جنگ نرم

اگرچه برخی در تلاشند بازی خود در زمین دشمن را با توجیهاتی همچون صدای اعتراض، دگراندیشی، اختلاف با یك شخص و یا اختلاف نظر با تفكرات یك شخص دور از حقیقت قلمداد كنند و به عبارتی خود را از اهداف و مسیر بیگانگان سوا اعلام كنند، اما واقعیت همان است كه در گفت و گوی اخیر برژینسكی با روزنامه آمریكایی وال‌استریت ژورنال می‌خوانیم. وی در این مصاحبه تأكید دارد: آمریكا باید نوعی از رفتار تأیید كننده و حامیانه از نیروهای داخلی در ایران كه (به ادعای وال استریت) هم اكنون آشكارا با رئیس جمهور احمدی‌نژاد مخالفت می‌كنند را اتخاذ كند.
از آنجا كه این نقطه نظرات را پیشتر، بسیاری از رؤسای ممالك استعمارگر مطرح كرده بودند، باید به آن دسته از افراد كه فریب عده‌‌ای خودخواه را خورده‌اند و اكنون با خیالات خوش، ناخواسته در پی تضعیف نظام هستند را یادآور شد كه امروز آمریكا و دیگر دولت‌های سلطه‌گر می‌دانند كه حمله نظامی به ایران همان پایانی را در بر خواهد داشت كه سال 59 در صحرای طبس رخ داد. بنابراین جنگ نرم را برگزیده‌اند تا در این میدان به هر ریسمانی تمسك جویند كه شاید بتوانند عده‌‌ای ساده لوح را از راه به در كنند. حال اگر ما بخواهیم در این میدان پیروز بمانیم فقط باید به یك ریسمان چنگ بزنیم و آن ریسمان الهی است. چنانکه قرآن کریم پس از آیاتی که به تفرقه‌افکنی دشمنان اشاره کرده، در صریح‏ترین آیه خود با دعوت به اتحاد، به مومنان در مورد تفرقه هشدار داده و تمام آنها را به چنگ زدن به ریسمان الهی فراخوانده است: «همگى به ریسمان الهى چنگ بزنید و پراکنده نشوید.» (آل عمران، 103) مسلماً تنها در صورت حفظ وحدت است كه می‌توان به خواسته‌های مشروع دست یافت و با یك شخص و یا یك تفكر مخالفت كرد و انتقاد سازنده داشت. اما در صورت پراكندگی، تضعیف نظام و همگام نبودن با ولی فقیه كه راس نظام اسلامی است، حتی چارچوبی برای اعتراض و دگراندیشی هم باقی نمی‌ماند و فریادها خواه مشروع و خواه نامشروع همه بازی در زمین دشمن محسوب می‌شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 17:17  توسط ابوعمار  | 
گلوبال ریسرچ: دولت آمریکا از قدرت نرم خود برای براندازی نظام ایران استفاده می کند

یک موسسه مطالعاتی آمریکایی در گزارشی تاکید نمود که ادعاهای آمریکا راجع به تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای واهی است و هدف کاخ سفید تنها تغییر نظام ایران با استفاده از قدرت نرم می باشد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران ،موسسه گلوبال ریسرچ در گزارشی می نویسد :آمریکا سرسختانه تلاش می کند تا تهران را منزوی کند .از دیدگاه آمریکا بیانیه هفدهم ماه مه ایران با برزیل و ترکیه برای مبادله سوخت هسته ای مطلوب نبود.این بیانیه از سوی بسیاری از سران جهان مورد ستایش قرار گرفت و حتی بان کی مون،دبیر کل سازمان ملل  آن را گامی مثبت برای حل مسالمت آمیز مناقشه هسته ایی ایران با آمریکا و برخی متحدین غربیش نامید.
در ادامه این گزارش آماده است :بیانیه سه جانبه تهران ضرب شصت جانانه ایی  به راهبرد های آمریکا برای منزوی نمودن تهران بود.  البته هدف نهایی  راهبرد آمریکا در انزوای تهران ارتباطی با ادعای جاه طلبی  هسته ای ایران ندارد و همه این ها صرفا برای هدف اصلی و ریشه ایی آمریکا یعنی"تغییر حکومت"  ایران می باشد تا بتواند ایران  را از لحاظ جغرافیای سیاسی دوباره در کنترل خود قرار دهد .
این موسسه تحقیقاتی عنوان داشت:استقلال ایران و عدم نیاز به غرب در منطقه حیاتی خاورمیانه از مهمترین دغدغه های آمریکا می باشد و اتهام اشتیاق ایران برای کسب سلاح هسته ای بهانه ای بیش نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 17:17  توسط ابوعمار  |